دلم شكسته امشب
چو شيشه اي بلورين
كه مي خورد برآن سنگ
زدست كودكي شر
كه ميدهد به بازي
اميد روز فرهاد
به گريه هاي شيرين
دلم گرفته امشب
غمي به دل نشسته
از اين سكوت موحش
كه آيد از پس دشت
به اين خموشي شب
شبي بدون پروين
شبي بدون نغمه
شبي به نام ليلا
كه مي برد ز مجنون
صبوح عاقلي را
در آسمان تيره
در اين سكوت غربت
چوشيشه اي بلورين
+ نوشته شده توسط سید علاءالدین حسینی در چهارشنبه 17 بهمن1386 و ساعت
9:9 |
